پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

پژوهشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

طراحی و تبیین سامانۀ مفهومی نظریه: بازاندیشی در مفهوم نظریه در علوم انسانی و اجتماعی

نوع مقاله : مقالات پژوهشی

نویسنده
دانشیار، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
چکیده
مقدمه و هدف: تلقی‌های سنتی و تجربه‌گرایانه از نظریه، به‌ویژه آن‌هایی که بر معیارهایی چون اثبات‌پذیری، ابطال‌پذیری و پیش‌بینی کمّی استوارند، برای تبیین مفهوم نظریه در علوم انسانی و اجتماعی کفایت ندارند. این تعریف‌های تک‌بُعدی، ابعاد تفسیری، انتقادی، زمینه‌مند و فرایندی نظریه را نادیده می‌گیرند و به پراکندگی و ابهام مفهومی در متون نظریه‌پردازی دامن می‌زنند. ازاین‌رو، هدف این پژوهش بازاندیشی در مفهوم نظریه و تدوین «سامانۀ مفهومی نظریه» به‌عنوان چهارچوبی منسجم برای سازمان‌دهی ابعاد، سطوح و رویکردهای مختلف این مفهوم بنیادین است.
روش‌ها: این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ مفهومی و با بهره‌گیری از روش سنتز نظری انجام شده است. جامعۀ پژوهش شامل منابع معتبر علمی در حوزه‌های فلسفۀ علم، روش‌شناسی پژوهش، علوم انسانی و اجتماعی و علم اطلاعات است که به‌صورت هدفمند انتخاب شده‌اند. داده‌ها از طریق مطالعۀ عمیق و تحلیل انتقادی متون گردآوری و در چهار گام اصلی تحلیل شده‌اند: ۱) بررسی نظام‌مند متون و استخراج تعریف‌ها، دیدگاه‌ها و کارکردهای نظریه؛ ۲) صورت‌بندی و تمایزگذاری میان سطوح معنایی نظریه (اخص، اعم و گسترده)؛ ۳) شناسایی و تحلیل هفت رویکرد عمده به مفهوم نظریه (واژگانی، سرتیترمحور، سطح‌به‌سطح، رشته‌ای، روش‌شناختی، گونه‌شناختی و پرسش‌محور) به‌عنوان ابعاد تحلیلی ضروری؛ و ۴) جمعبندی و برآیند یافته‌ها و طراحی و تبیین سامانۀ مفهومی نظریه. اعتبار پژوهش براساس معیارهای پذیرفته‌شده در پژوهش‌های مفهومی، یعنی انسجام منطقی استدلال، شفافیت فرایند تحلیل، اتکا به متون معتبر و قدرت تبیینی چهارچوب پیشنهادی، تضمین شده است.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که فهم جامع نظریه مستلزم عبور از رویکردهای سنتی، تک‌بُعدی و دوگانه‌گرا و حرکت به‌سوی تلقی‌ای شبکه‌ای، انتقادی و سامانه‌ای از آن است. در این چهارچوب، نخست نشان داده شد که نظریه را نمی‌توان در تعریف واحد و جزمی محصور کرد، بلکه باید در سه سطح معنایی اخص (نظام تبیینی آزمون‌پذیر)، اعم (شناخت نظام‌مند و روش‌مند) و گسترده (قلمرو شناخت نظری یا یک‌سوم اول علم) فهمید. سپس با بررسی و تلفیق هفت رویکرد عمده، مشخص شد که هر رویکرد، تنها بخشی از ابعاد نظریه را آشکار می‌سازد و هیچ‌یک به‌تنهایی قادر به ارائۀ تصویری جامع از آن نیست. برآیند این تحلیل به طراحی «سامانۀ مفهومی نظریه» انجامید؛ سامانه‌ای متشکل از هفت بُعد به‌هم‌پیوسته شامل «معنا»، «قلمرو»، «سطح»، «زمینه»، «فرایند»، «گونه» و «انسجام» که در کنار یکدیگر، چهارچوبی منسجم برای فهم چندبُعدی، پویا و زمینه‌مند نظریه فراهم می‌آورند.
بحث و نتیجه‌گیری: نظریه با تعریف‌های سنتی، خطی و مستقل از بستر کاربرد آن، قابل‌فهم و تبیین نیست و دستیابی به فهمی نوین و شبکه‌ای از آن، در گرو عبور از تلقی‌های تقلیل‌گرایانه و دوگانه‌های کاذب (نظر/عمل، محصول/فرایند، اثبات‌گرایی/نسبی‌گرایی و دستوری/زایشی) و نیز بازاندیشی در خود مفهوم «تعریف» است. نوآوری اصلی این پژوهش در ارائۀ تعریفی تازه از نظریه نیست، بلکه در «گذار از تعریف‌های خطی و تک‌بُعدی به سامانه‌ی مفهومی نظریه» است؛ رویکردی که نظریه را از یک «موضوع تعریف‌پذیر» به یک «موضوع سامانه‌پذیر» تبدیل می‌کند و امکان فهم جامع‌تر، مقایسۀ رویکردها و بهره‌گیری مؤثرتر از نظریه را در آموزش، پژوهش و نظریه‌پردازی فراهم می‌آورد. سامانۀ پیشنهادی، چهارچوبی باز و توسعه‌پذیر است که می‌تواند مبنایی برای مطالعات فرانظری، بازنگری در متون روش‌شناسی و سیاست‌گذاری علمی در علوم انسانی و اجتماعی قرار گیرد.
اصالت: این پژوهش با گذار از تعریف‌های خطی و ماهیت‌گرایانه، نظریه را در قالب سامانه‌ای چندبُعدی (شامل سه سطح معنایی و هفت رویکرد تحلیلی) بازتعریف می‌کند و با ارائۀ هفت بُعد به‌هم‌پیوسته، چهارچوبی نوین، باز و توسعه‌پذیر برای تحلیل و ارزیابی نظریه‌ها در علوم انسانی و اجتماعی فراهم می‌آورد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 17 شهریور 1405

  • تاریخ دریافت 12 خرداد 1405
  • تاریخ بازنگری 27 تیر 1405
  • تاریخ پذیرش 17 شهریور 1405