ششمین شماره مجله پزوهش نامه کتابداری و اطلاع رسانی

رویکرد پذیرش دانشجو در دوره دکترا: آیا به آینده فکر کرده ایم؟ دوره دکترا اهمیت ویژه ای در نظام آموزش عالی و در توسعه پژوهش و تولید علم دارد . به همین دلیل، دولتها تلاش دارند تا این دوره ها گسترش یابد. دانشگاهها نیز به منظور مشارکت در توسعه علم و گسترش فعالیتهای پژوهشی، برنامه هایی برای راه اندازی و تقویت دوره های دکترای تخصصی در دست دارند. در واقع، این امر یکی از راهبردهای دانشگاههای امروزی برای شرکت در فضای رقابتی و قرار گرفتن در رتبه های بالا به شمار می رود. در عین حال، یکی از ملزومات اساسی برای دانشگاهها و رسیدن به موفقیت در اثربخش کردن دوره دکترا، تاکید بر شرایطی است که برپایه آنها بتوانند دانشجویان با استعداد و شایسته را برای تحصیل در این دوره برگزیده و پذیرش کنند. با توجه به پژوهش مدار بودن دوره دکترای تخصصی، انتظار می رود مهمترین معیار برای دانشجویان، توانمندی در شناسایی مسائل بنیادی، موضوع های بدیع، و انجام پژوهشهای اصیل و کاربردی باشد. بر این اساس، ارزیابی و تشخیص توانمندی داوطلبان برای انجام پژوهشهای اصیل و کاربردی اهمیتی بنیادی دارد. اهمیت از آن رو که همین دانش آموختگان دوره دکترا در آینده نزدیک به عنوان اعضای هیئت علمی به استخدام دانشگاهها در می آیند و سکان راهبری آموزشی و پژوهشی این حوزه را در سطح کشور برعهده می گیرند. شیوه و کیفیت کار آنها می تواند سرنوشت ساز باشد. اما آیا آنچه در حال حاضر و به منزله معیارهای ارزیابی داوطلبان برای ورود به دوره دکترا اعمال می شود از روایی کافی برخوردار است؟ آیا آزمون ورودی، که به شکل پرسشهای تستی چهار گزینه ای انجام می شود، قادر است استعداد واقعی داوطلبان را برای ادامه تحصیل و تحقیق در یک سطح عالی بسنجد؟ بارها با این مسئله روبرو بوده ایم که برخی دانشجویان بااستعداد، به دلیل همین رویکرد در آزمون، نتوانسته اند خود را با پرسشهای چهار گزینه ای همخوان کنند و در نتیجه نتوانسته اند وارد دوره دکترا شوند. این در حالی است که استعداد و هوش آنها کمتر از برخی پذیرفته شدگان نبوده و بلکه در مواردی بیشتر است. به یاد دارم که در زمینه روایی سئوالهای آزمون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی طی سالهای مختلف ، پایان نامه ای در گروه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد که یافته های آن بسیار جالب و سودمند است و می تواند رویکرد علمی در طراحی آزمون دکترا را هم به ما نشان دهد. انسجام میان بخشهای گوناگون آزمون، ارتباط محتوای آزمون با دانشی که داوطلبان پیشتر آموخته اند، تشخیص استعداد تفکر انتقادی و خلاق داوطلبان، و مواردی از این دست با آزمونهای تستی قابل شناسایی نیست. از این رو، ساز و کار موجود باید مورد نقد علمی قرار گیرد و نه تنها اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، بلکه متخصصان برنامه ریزی آموزشی و آزمون سنجی هم باید به کمک آیند. این کار می تواند با هماهنگی و همفکری سازمان سنجش، هیئت نظارت و ارزیابی آموزشی، گروه های آموزشی علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاههایی که دوره دکترا برگزار می کنند، و انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران برنامه ریزی و اجرا شود. در این ارتباط، حتی خود داوطلبان (چه پذیرفته شدگان و چه پذیرفته نشدگان) می توانند مشارکت کنند. همچنین، مقایسه و نقد شیوه های قدیم (که هر دانشگاه به طور مستقل به انجام آزمون و پذیرش دانشجو اقدام می کرد) و شیوه متمرکز کنونی (که آزمون تستی برگزار می کند) یافته ها و نتایج خوبی دربر خواهد داشت. همانگونه که اشاره شد، مهم آنست که افراد شایسته و با استعداد وارد مقطع دکترا شوند تا بتوانند، همراه با استادان خود، به پویایی دانشگاهها و فعالیتهای آموزشی و پژوهشی کمک کنند. پیامد نهایی این امر کمک به توسعه و سعادت جامعه خواهد بود. از بازنگری و اصلاح رویکرد آزمون ورودی دوره های دکترا عفلت نکنیم.


دریافت نسخه XML این شماره

مقالات پژوهشی

مقالات پژوهشی

بررسی آمادگی الکترونیکی کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان

نرگس اورعی; مظفر چشمه سهرابی; علی صنایعی; هادی جباری نوقابی

مقالات مروری

مقالات مروری